عبد الله قطب بن محيى

307

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 125 - [ جمعيّت خانهء دل محل سكينه و وقار و رزانت استقامت است ] من عبد اللّه قطب الى الولد الامجد المولى الشيخ محيى الدّين محمد تداركه اللّه بالطافه . اما بعد ، با هركس قرينى هست از طاغوت ، كه او را به ظاهر كون مىخواند و ظاهر كون محل « تلاطم امواج » و « مظلمات فجاج » و « مسالك و عرات » و « عقبات صعبات » است و هركس كه در آن افتاد ، مثل او مثل كشتىاى است كه در اضطراب امواج افتد و نشيب و فراز بحر پيمايد ، ساعتى به اوج موج برآيد و لحظه‌اى به حضيض ارض فرورود ؛ سروكارش با اشكال جبروت باشد كه از وحشت پيكر منكر آن ، نفس به سوراخ عدم گريزد وزايز سمعش صيحات رهبوت باشد كه از بيم نهيب آن طبيعت آهنگ گداختن كند ؛ روزگارى به اين تلخى گذراند و جانى به اين سختى كند لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى . « 1 » و داعى حق آن‌كس است كه مردمان را از شرّ اين قرين مىترساند و ايشان را از ظاهر به باطن و از تفرقهء جسم به جمع دل مىخواند و جمعيّت خانهء دل محل اطمينان و سكينه و وقار و رزانت و ثبات و استقامت است . هركس كه به آن زاويه راه يافت از رستگاران شد ؛ حاصل ظاهر كون موصول الوجود است به دوزخ خداى ، هركس كه به آن پيوست امروز به تبش آن آتش در اضطراب و روز حشر به نفس آن در عذاب است ، و باطن دل موصول الوجود است به بهشت خداى ، هركس كه به آنجا راه يافت به آثار انوار آن امروز در آسايش و گشاد و به نفس آن رحمت روز حشر در راحت و مراد است . هان از شر قرين ، خود را نگاه‌دار . زينهار از قرين بد ، زنهار * « و قنا ربّنا عذاب النّار »

--> ( 1 ) . سوره اعلى ، آيه 13 « نه در آن مىميرد و نه زندگانى مىيابد » .